من و راحت
مشکلی بود میان من و راحت، که بدان
عقل من، لیک، هر اندیشه که کردم، نرسید
من، همه عمر، دوان در پیِ راحت بودم
راحت اندر پیِ من بود و به گردم نرسید *
* در اینجا بیشتر به برشت نظر دارم و آن “doch renne nicht zu sehr” ("خیلی تند هم
ندو!") که در ترانهای در اپرای سه پولی میگوید، در "سرود نابسندگی تلاش
آدمیان"
((“Das Lied von der
Unzulänglichkeit des menschlichen Strebens” )
سعید یوسف، 3/1/2015، شیکاگو
من راه میروم
من راه میروم
و نقشِ گامهایم، خود را
تکثیر میکند.
من راه میروم
هر گامِ بیخیالم
بر شکلِ غائیِ چمن و خاک و سنگ
تأثیر میکند.
من راه میروم
در زیرِ گامهایم، دنیا
تغییر میکند.
7/1/2015
به نقل از:
Inga kommentarer:
Skicka en kommentar