fredag 7 augusti 2015

من و راحت



من و راحت

مشکلی بود میان من و راحت، که بدان
عقل من، لیک، هر اندیشه که کردم، نرسید
من، همه عمر، دوان در پیِ راحت بودم
راحت اندر پیِ من بود و به گردم نرسید *

* در اینجا بیشتر به برشت نظر دارم و آن “doch renne nicht zu sehr” ("خیلی تند هم ندو!") که در ترانه‌ای در اپرای سه پولی می‌گوید، در "سرود نابسندگی تلاش آدمیان"
 ((“Das Lied von der Unzulänglichkeit des menschlichen Strebens )
سعید یوسف، 3/1/2015، شیکاگو




من راه می‌روم


من راه می‌روم
و نقشِ گامهایم، خود را
تکثیر می‌کند.

من راه می‌روم
هر گامِ بی‌خیالم
بر شکلِ غائیِ چمن و خاک و سنگ
تأثیر می‌کند.

من راه می‌روم
در زیرِ گامهایم، دنیا
تغییر می‌کند.


7/1/2015
به نقل از:

Inga kommentarer:

Skicka en kommentar